خستم| ویکی پدیا فارسی

خستم

سلام خدا جون امشب دوباره اومدم یکم باهات حرف بزنم خدایا چرا منو نمیبینی چرا زجه زدن هام چرا سختی کشیدن هامو نمیبینی مگه همه نمیگن خدا مهربونه پس چرا نگاه ام نمیکنی خدایا خیلی خستم کم اوردم بریدم دیگه جونی برای ادامه زندگی ندارم تا کجا میخوای باهام اینطوری کنی بخدا من دل دارم منم ادمم خدایا بزار بیام یکم تو بغلت گریه کنم خدایا قول بده ارومم کنی خدایا قول بده نوازشم کنی خدایا من که جز تو کسی رو ندارم خداجونممم فهیمه ات خیلی تنهاست تنها ودل شکسته دیگه توان جنگیدن ندارم خدایا پر و بالم شکسته ست اخه کجایی تو چرا بعضی غرق در خوشی و لذت و ارامش منم اینطور داری زجر میدی به کی بگم دردمو خدایا دردی دادی که حتی نمیتونم ب کسی بگم خودمو سبک کنم خدایا کاش دلت بسوزه برام کاش تغیری تو زندگی ام بدی کاش کمک ام کنی خدایا خسته تر ام از هرچیزی که فکر کنی نمیدونم باید چه کار کنم هیچ چیزی ارومم نمیکنه حدایااااااا میشنوی خدایا من بد گناهکار تو که خوبی ومهربونی کاری واسم بکن دلمو شاد کن بزار یکم نفس بکشم یکم زندگی کنم خسته ام از کار از تنهایی از حرف هایی که بغض گلوم شده داره خفه تم میکنه از چی بگم بهت از حسرت هایی ک ب دلم گذاشتی تو که این همه سختی بهم میخواستی بدی چرا منو ب این دنیا اوردی کاش یکم جرات داشتم و خودمو خلاص میکردم کاش یکی بود ک هوامو داشت بهش تکیه میکردم خدایا منم جوونم دل دارم دوست داشتم یه زندگی معمولی مثل بقیه داشتم مگه من ازت چی میخوام خودت میدونی برات کاری نداره پس چرا کاری واسم نمیکنی خدایا دستمو بگیر ارومم کن من ک جز تو کسی ندارم خدایا راه درست بهم نشون بده خدایا تنهام نزار کمکم کن ارومم کن بزار تو بغلت اشک بریزم خیلی سخته هیچ کس نمیفهمه من دارم چی میکشم خودتم نمیفهمی میفهمیدی کمکم میکردی  خدایاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا